السيد علي الحسيني الميلاني

239

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)

خداوند بهترين و نيكوترين سخن را نازل كرده ؛ كتابى كه آياتش از همه نظر هماهنگ است و مكرّر ( تكرارى كه هرگز ملامت آور نيست ؛ بلكه نشاط آور است ) كه از شنيدن آيات آن بر اندام كسانى كه از پروردگارشان مىترسند لرزه مىافتد سپس پوست و قلبشان ( برون و درونشان ) نرم و متوجّه ذكر خدا مىشود اين مايهء هدايت الاهى است كه هر كس را بخواهد به وسيلهء آن هدايت مىكند . . . . اينك مىگوييم : استدلالات و احتجاجات ائمّه عليهم السلام كه در اصول كافى ، كتاب التوحيد شيخ صدوق رحمه اللَّه و الاحتجاج طبرسى آمده اين است كه نخستين وظيفه دعوت كننده اين است كه طرف مقابل را به گونه‌اى دعوت كند كه بپذيرد ؛ يعنى دعوت او مطابق حكمت باشد . « 1 » به اين معنا كه اگر به اقامهء دليل و برهان متناسب با استعداد طرف مقابل نياز است بايد اقامهء دليل و برهان كند ، به ويژه اگر طرف مقابل از اهل علم و - به اصطلاح - صاحب رأى و نظر باشد ، بايستى مطابق مبانى با او بحث شود تا او را به سوى خداوند متعال و اطاعت از اوامر او و خوددارى از نواهى او فراخواند . اما اگر از مردم عادى باشد با موعظهء نيكو و متناسب با حال او به طورى كه مؤثر واقع باشد بايد با او بحث بكند . در توضيح اين بحث مىگوييم : گاهى انسان كسى را دعوت مىكند كه او مسلمان و در دايرهء اسلام است ، براى او بايد اقامهء حجّت بكند تا او بپذيرد و اقامهء حجّت يا از كتاب است و يا از سنّت و سنّت نيز بايد سنّت مورد پذيرش او باشد .

--> ( 1 ) . ر . ك : علل الشرائع : 1 / 251 ، حديث 8 ، الأمالى ، شيخ صدوق : 254 ، حديث 1 ، الاحتجاج : 1 / 14 ، بحار الأنوار : 9 / 258 - 344